<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>آتش عشق</title>
<link>http://naserkam.blogfa.com</link>
<description>خوش آمدید(خ شی می شین)عشق،آتش بود و خانه خرابي دارد...</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Thu, 24 Nov 2011 19:02:30 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>غمگیـن مباش</title>
<link>http://naserkam.blogfa.com/post-133.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;غمگين مباش: زيرا غم نسبت به ماقبل بي قراري و نسبت به آينده ترسان و امروزت را بر باد مي كنــــد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;غمگين مباش: زيرا غم قلب را تنگ، جهره را گرفته و روح را خسته مي كند، و آرزو بوسيلــــه آن متلاشي مي شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;غمگين مباش: زيرا غم نه گمشده اي را بر مي گرداند و نه مـــــرده اي را زنده مي كند، نه تقــدير را تغييــــــر مي دهد و نه ســــودي عايدت مي گردد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;غمگين مباش: اگر توتنگدستي ديگـــــري بخاطر وامي در بازداشت است، اگـر تو مرکبی برای سواری نداري ديگــري پاهايش را از دست داده، اگــــر تو از دردها شكايت داري ديگران بر تابوتهاي سفيــد خوابيده اند اگر تو يك فــــرزند از دست داده اي ديگري فرزنداني را در يك حادثه از دست داده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;غمگين مباش: اگر گناه كرده اي توبه كن، اگر بد كرده اي استغفار كن، اگر اشتباه كرده اي اصلاحش كن، زيرا ر حمت بي پايان است و دروازه باز و توبه پذيرفته شده.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;غمگين مباش: مگر نمي بيني ابرهاي سياه چگونه پراكنده و شب  چگــــــــــونه روشن و طـــــوفان سهمگين چگونه آرام مي شود؟ پس سختيهايت به نرمي و زندگيت به صفا و آينده ات بسوي نعمتهـــــــا رهسپارند. ان شاء الله.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;غمگين مباش: از انتقادهاي اهل باطل و كينه توزان،زيرا در قبال صبرت بر نقدها و كينه هايشــــان پاداش مي يابي و بدان كه نقدشان ارزشت را بالا مي برد زيرا مردم سگ مرده را ايذا نمي رسانند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;غمگين مباش: زيرا بيماري برطرف مي شود، مصيبت زده بهبود مي يابد، گناه آمرزيده مي شــــــود، دين پرداخته مي شود، زنداني رها مي شود، گم شده بر مي گردد، گنهكار توبه مي كند و مستمند توانمنــد مي شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;غمگين مباش: هرگاه از چاره جويي باز ماني و راهها را بسته يابي، آرزوها پايان يابند و ريسمانها كنـــده شوند، &lt;BR&gt;و هرگاه زمين با وسعتي كه دارد بر تو تنگ آيد، و نفس تو نيز بر تو تنگ آيد، پس آواز ده و بگو:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;BR&gt;يا الله «و لا حول و لا قوة الا بالله». &lt;/P&gt;&lt;BR&gt;و هنگامي كه مصيبت واقع شود، و نگون بختي سر بر آرد و بحران سهمگين گردد و هرگاه تمامي دروازه هاي فرا رويت بسته گردند پس ندا در داده بگو:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;يا الله «حسبنا الله و نعم الوكيل».&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پروردگارا، بر چشمهاي بيدار خواب آرام و بر نفسهاي بيقرار سكون و اطمينان بياور و هر دو را به پيـــــروزي نزديك برسان.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پروردگارا، كوردلان را به سوي نورت، گمراهان را به صراط مستقيم، راه گم كردگان را بسوي هدايتت رهنمون گردان، الهي غم را از فكرمان، اندوه را از چهره مان و اضطراب را از قلوبمان بردار.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پروردگارا به تو پناه مي آوريم از هر ترسي مگر ترس از خودت، و از هر ميلی مگر ميل به سويــــت و از هر توكل مگر توكل بر ذاتت و از هر سوال مگر از بارگاه تو از هر استمداد مگر از درگاهت، تويي چاره جوي ما، اي بهترين ياور و مددگار.</description>
<pubDate>Thu, 24 Nov 2011 19:02:30 GMT</pubDate>
<dc:creator>naserkam</dc:creator>
<guid>http://naserkam.blogfa.com/post-133.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>معنی واقعی واژه ها</title>
<link>http://naserkam.blogfa.com/post-129.aspx</link>
<description>مدرسه :يه جاييکه پدر پول پرداخت مي کند و پسر بازي مي کند&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بيمه ء عمر :يک قراردادي که شما رو در طول زندگي نيازمند مي کند ودر موقع مردن ثروتمند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پرستار :شخصي که از خواب بيدار مي شود و به شما قرص خواب آور مي دهد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ازدواج :يک توافقنامه اي که در آن مرد درجه ليسانسش را از دست ميدهد (معني ليسانس و تجرد در انگليسي به يک معنيه و اشاره به اون دارد) و خانم درجهء استادي را کسب مي کند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;طلاق :وخامت آيندهء ازدواج&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اشک :يک نيروي هيدروليک که در آن قدرت ارادهء جنس مذکر بوسيلهءقدرت آب جنس مونث شکست مي خورد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سخنراني :يک هنر انتقال اطلاعات از نتهاي سخنران به نتهاي دانشجويان بدون اينکه به ذهنهاي هر کدام خطور کنه.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کنفرانس :يک اغتشاشي که يک شخص توسط تعدادي حضار ضرب و شتم ميشه.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مصالحه :هنر تقسيم يک کيک به روشي که هر کسي فکر کنه بزرگترين تکه رو دريافت کرده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ديکشنري :جاييکه نتيجه قبل از کار مي آيد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اتاق کنفرانس :جائيکه همه صحبت مي کنند و هيچ کسي گوش نمي دهد و بعدا هر شخصي عدم موافقت اعلام مي کند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پدر :يک بانکر که ذاتا تامين شده است .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جنايتکار :شخصي که استراحت مفهومي ندارد مگر اينکه دچار سرفه شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;رئيس :شخصي که اول است وقتي تو تاخير داري&lt;BR&gt;و تاخير دارد وقتي که تو اول هستي .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سياستمدار :شخصي که قبل از انتخابات دستش را و بعد از انتخابات صميميتش رو تکان مي دهد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دکتر :شخصي که مريضت رو با قرص و خودت رو با صورتحساب مي کشد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ادبيات روم باستان :کتابي که مردم پرستش مي کنند ولي نمي خوانند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خنده : منحني که بسياري از مسائل را بي پرده مشخص مي کند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اداره : يه جاي براي استراحت بعد از يک کار فعال خانگي.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خميازه : تنها زمانيکه بعضي آقايون مي تونند دهانشون رو باز کنند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;و غيره :يه علامتي براي متقاعد کردن ديگران که شما واقعا بيش از اونيکه انجام دادين مي دونين .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شوري : افرادي که خود قادر به انجام هيچ کاري نيستندو دور هم گرد مي آيند و تصميم مي گيرند تا ان هيچ کار را انجام دهند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;تجربه :نامي که مردم بر روي خطا هايشان ميزارند&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بمب اتمي:يک اختراعي براي ختم غائلهء تمام اختراعات&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 29 Nov 2010 00:27:35 GMT</pubDate>
<dc:creator>naserkam</dc:creator>
<guid>http://naserkam.blogfa.com/post-129.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مردان باهوش كمتر خيانت مي‌كنند</title>
<link>http://naserkam.blogfa.com/post-128.aspx</link>
<description>محققان در يك دانشگاه انگليسي با انجام تحقيق جديدي دريافته‌اند، مرداني كه ضريب هوشي بالاتري دارند، به تك همسري و وفاداري طبيعي ارزش و بهاي بيشتر مي‌دهند، اما به نظر مي‌رسد كه اين ارتباط بين ضريب هوشي و وفاداري جسمي در زنان ديده نمي‌شود.&lt;/P&gt;يك تحليل جديد از جريان‌هاي اجتماعي نشان مي‌دهد كه مردان با هوش به دليل رشد تكاملي، كمتر به همسران خود خيانت مي‌كنند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به گزارش ايسنا، محققان در يك دانشگاه انگليسي با انجام تحقيق جديدي دريافته‌اند، مرداني كه ضريب هوشي بالاتري دارند، به تك همسري و وفاداري طبيعي ارزش و بهاي بيشتر مي‌دهند، اما به نظر مي‌رسد كه اين ارتباط بين ضريب هوشي و وفاداري جسمي در زنان ديده نمي‌شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اين الگوها از سوي دكتر ساتوشي كانازاوا در دانشكده علوم اقتصادي و سياسي لندن كشف شده و در مجله «سوشيال سايكولوژي كوآرترلي» به چاپ رسيده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وي در اين تحقيق دو پژوهش بزرگ انجام شده در آمريكا را كه به بررسي ايده‌هاي اجتماعي و ضريب هوشي هزاران نوجوان و بزرگسال پرداخته بودند، مورد تجزيه و تحليل قرار داد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دكتر كانازاوا ادعا مي‌كند كه ارتباط ضريب هوشي و گرايش به تك همسري در مردان ريشه در رشد تكاملي آنها دارد</description>
<pubDate>Mon, 26 Jul 2010 17:24:26 GMT</pubDate>
<dc:creator>naserkam</dc:creator>
<guid>http://naserkam.blogfa.com/post-128.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>8 خصوصيت يك مرد واقعی:</title>
<link>http://naserkam.blogfa.com/post-127.aspx</link>
<description>درس امروز درسی پایه ای و اساسی است، در مورد پایه و اساس مرد بودن است. با کلیه ی اطلاعاتی که در دست دارم، مطمئن هستم که شما بحث درمورد چنین مسائلی را بی فایده می دانید و خواهید گفت چرا وقتی مسائل مهمتری مثل کار و تجارت هست، باید چنین چیزهایی یاد بگیرید. &lt;BR&gt;پاسخ این سوال بسیار ساده است: &lt;BR&gt;برای ساختن یک خانه ی فوق العاده، ابتدا باید یک فونداسیون محکم بسازید تا بتوانید سایر چیزهای زیبا را روی آن قرار دهید. برای ساختن یک مرد بزرگ نیز، نیاز به یک پایه و اساسی استوار و مستحکم است تا بعد بتوانید چیزهای کوچک دیگر را روی آن اضافه کنید. &lt;BR&gt;طی چند سال گذشته به من ثابت شده که اکثر مردها فاقد این فونداسیون و بنیاد هستند تا بتوان به آنها قانون ها و اصول دیگر را آموزش داد. تعاریف بسیاری برای یک مرد وجود دارد و افراد مختلف نظریه های متفاوتی دارند. اما من در اینجا آنچه واقعاً لازم است بدانید را برایتان آورده ام. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ویژگی اول: یک مرد واقعی محکم و قوی است &lt;BR&gt;یک مرد واقعی گریه نمی کند، زاری نمی کند، شکایت از چیزی نمی کند، بیمار نمیشود، و لازم نیست هر بار که عطسه کرد به پزشک مراجعه کند. یک مرد واقعی تصمیم می گیرد و با عواقب و نتایج این تصمیمات روزگار می گذراند. یک مرد واقعی مسئولیت اعمال و حرف های خود را بر عهده می گیرد. یک مرد واقعی، محکم و استوار است. و با سختی های زندگی مقابله می کند. یک مرد واقعی خشن و سرسخت است و از خود احساسات نشان نمی دهد. یک مرد واقعی ستون فقرات خانواده است و نمی تواند از خود ضعف نشان دهد. اگر از عنکبوت می ترسید، مسلماً یک مرد واقعی نیستید. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ویژگی دوم: یک مرد واقعی متمرکز است &lt;BR&gt;یک مرد واقعی تفاوت بین مهم بودن چیزی و مهم نبودن آن را می فهمد. یک مرد واقعی وقت خود را صرف کارهای بیهوده ای که هیچ عایدی برای او ندارند، نمی کند. مطمئناً کارهای زیادی برای تفریح و سرگرمی وجود دارد، اما او باید برای انجام این کارها هم دلیل داشته باشد. یک مرد واقعی خود را روی قدرت، پول و خانواده اش متمرکز میکند. هیچگاه خود را روی سکس متمرکز نمی کند. سکس در نتیجه ی داشتن قدرت، پول و خانواده، خود به خود به سراغش می آید. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ویژگی سوم: یک مرد واقعی، اهمیت خانواده را درک می کند &lt;BR&gt;یک مرد واقعی خانواده اش را قدرتمند نگاه می دارد و به تاریخچه ی خانوادگی خود اهمیت زیادی می دهد. یک مرد واقعی می داند که فرزندانش هدیه ای از جانب خداوند هستند و باید با آنها به خوبی رفتار کند، هرچند هر از گاهی باید برای آنها قوانین و مقرراتی تعیین کند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ویژگی چهارم: یک مرد واقعی غیبت نمی کند &lt;BR&gt;یک مرد واقعی دهانش را می بندد و اطلاعاتش را درمورد دیگران پیش خود نگاه میدارد. یک مرد واقعی در بحث های هیچ و پوچ شرکت نمی کند و درمورد چیزهایی که از آن اطلاع ندارد و مطمئن نیست حرف نمی زند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ویژگی پنجم: یک مرد واقعی همیشه سر حرفش هست &lt;BR&gt;هر وقت قولی بدهد، آن را عمل می کند. و اگر بداند که از عهده ی انجام قولی بر نمی آید، هیچوقت حرفش را نمی زند. یک مرد واقعی مردن را به شکستن عهدش ترجیح می دهد. او می داند که حرفش نیز باید به قدرت عملش باشد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ویژگی ششم: یک مرد واقعی تلاش می کند تا الگو باشد &lt;BR&gt;یک مرد واقعی همیشه به خود و دیگران احترام می گذارد، مگر اینکه مورد بی احترامی قرار گیرد. او الگو و نمونه ای برای پیروان خود و به خصوص فرزندانش است. من هیچوقت کارهایم را به خانه نمی آورم، به همین دلیل فرزندانم من را فقط به عنوان یک پدر میشناسند. شما نیز باید همین کار را بکنید. یک مرد واقعی هیچگاه اجازه نمی دهد که فرزندانش پی به ضعف های او ببرند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ویژگی هفتم: یک مرد واقعی پول مورد نیازش را خود به دست می آورد &lt;BR&gt;یک مرد واقعی در انتظار صدقات و نیکوکاری های دیگران نمی نشیند. و پول پدرش نیز برای او کفایت نمی کند. او خود در جستجوی روزی خود بر می آید و اگر از پدرانش به او ارثیه ای برسد، به جای هدر دادن آن، ده برابرش می کند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ویژگی هشتم: یک مرد واقعی زن نما نیست &lt;BR&gt;یک مرد واقعی در گوشهایش گوشواره نمی اندازد و موهایش را بلند نمی کند. روی سینه و شکمش را نمی تراشد. او می داند که به استثنای آرایشگرش، سایر ملزومات و نیازهای بهداشتی او باید توسط یک زن انجام گیرد. یک مرد واقعی باید حداقل سه دست کت و شلوار در کمد داشته باشد و حداقل سه بار در هفته باید کت و شلوار بپوشد. یک مرد واقعی می داند که چطور باید شيك باشد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;درس تمام شد &lt;BR&gt;خوب امروز چه یاد گرفتید؟ یاد گرفتید که قبل از اینکه بخواهید خود را یک مرد بنامید، تکالیف زیادی دارید که باید انجام دهید. &lt;BR&gt;نکته ی دیگری که باید به خصوصیات یک مرد واقعی اضافه کنم این است که: یک مرد واقعی همه چیز را ساده می گیرد. اگر لغات و اصطلاحات قلمبه سلمبه بلد باشد، به ندرت از آنها استفاده می کند و سعی می کند درمقابل افرادی فقط از آنها استفاده کند که تصور می کنند از او بالاتر و برتر هستند. &lt;BR&gt;درس همین جا به اتمام رسید. </description>
<pubDate>Tue, 02 Mar 2010 23:07:52 GMT</pubDate>
<dc:creator>naserkam</dc:creator>
<guid>http://naserkam.blogfa.com/post-127.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اخبار 20:30 در پنجاه سال آینده (طنز)</title>
<link>http://naserkam.blogfa.com/post-126.aspx</link>
<description>قيمت هر سكه طلا امروز در بازار با ۶۰ ميليون تومان كاهش به يك ميليارد و چهل ميليون تومان رسيد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* ايران خودرو: هفتاد و نهمين مدل پژو با نام پژو XD-870-PL Q آماده عرضه به بازار است كه نسبت به مدل قبلي تحول زيادي داشته. طول آنتن آن ۱۰ سانتي متر افزايش داشته چراغ ترمز آن هم پررنگتر شده و فقط ۴۵ ميليون تومان گران تر است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* براي اولين بار ايران به دور دوم مسابقات جام جهاني راه يافت. علي دايي: هلوز قثد ندالم كه از دنياي فوتبال خداحافثي كنم و شلايط خوبي بل تيم ملي حاكم اثت …… به قولي……&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* دولت موفق شد نرخ تورم را كاهش داده و آنرا از ۶۳% به ۶۲/۵% برساند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* يكصد و شصت و سومين قطعنامه شوراي امنيت در مورد فعاليتهاي هسته اي ايران به تصويب رسيد. در عين حال رئيس آژانس هسته اي اعلام كرد عليرغم هشتصد و سي و دومين گزارش ايران در مورد فعاليتهاي هسته اي هنوز ابهاماتي در اين زمينه وجود دارد كه اميدواريم به زودي بر طرف شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* به علت اتمام ذخاير نفت و گاز دولت در اطلاعيه اي از مردم عزيز ايران خواست امسال در مصرف ذغال جداً صرفه جويي نمايند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* يكي از نمايندگان مجلس خواهان كاهش سن ازدواج شد. وي گفت دولت با تدابير صحيح و اصولي سعي دارد متوسط سن ازدواج دختران را از ۵۰ سال به ۴۵ سال كاهش دهد. همچنين وي گفت در نظام طبيعت اصولا مرد نيز مانند زن حق مشاركت در فعاليتهاي اجتماعي و سياسي را دارد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* نيروي انتظامي كرج چند سارق را كه به سرقت ديش هاي ماهواره مردم اقدام مي كردند دستگير كرد و ديش هاي مسروقه را به صاحبانشان بر گرداند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* شوراي نگهبان ۲۹۹۹ نفر از ۳۰۰۰ كانديداهاي اصلاح طلب نمايندگي مجلس را رد صلاحيت كرد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* به علت برخي مشكلات و نواقص، چشم انداز ۲۰ ساله باز هم تمديد شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* قيمت هر كيلو مرغ به هفت ميليون تومان رسيد. جالب است بدانيد در ۵۰ سال قبل مردم با هفت ميليون مي توانستند يك اتومبيل بخرند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* روئساي جمهوري اسلامي انگليس و جمهوري اسلامي آلمان از عمل نشدن و عدم اجراي صحيح اسلام در ايران ابراز نگراني كردند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* ۷۰ درصد مردم زير خط فقر زندگي ميكنند اين در حاليست كه اين آمار نسبت به سال قبل كاهش خوبي را نشان مي دهد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* از اين به بعد صدا و سيما براي انتخاب مجريان زن، مسابقه ملكه زيبايي برگزار مي كند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* نيروگاه اتمي بوشهر به زودي به بهره بر داري مي رسد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* مديرعامل سايپا: با تكيه به دانش بومي تانك و تراكتور پرايد را طراحي كرديم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;* شركت ايرباس، طي شكايتي به سازمان ملل خواستار آزاد سازي هواپيماهايش از دست ايران شد و خاطر نشان كرد كه اين هواپيماها ۷۰ سال پيش از رده خارج شده اند.</description>
<pubDate>Tue, 09 Feb 2010 00:17:44 GMT</pubDate>
<dc:creator>naserkam</dc:creator>
<guid>http://naserkam.blogfa.com/post-126.aspx</guid>
</item>
<item>
<title> جشن فارغ التحصیلی</title>
<link>http://naserkam.blogfa.com/post-125.aspx</link>
<description>سلام دوستان&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بالاخره  فارغ التحصیل شدم لیسانس رو گرفتم&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا دیگه باید برم خدمت &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دعا کنید معاف شم&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 31 Jan 2010 12:43:34 GMT</pubDate>
<dc:creator>naserkam</dc:creator>
<guid>http://naserkam.blogfa.com/post-125.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رها</title>
<link>http://naserkam.blogfa.com/post-123.aspx</link>
<description>رها چون باد خوشا پر کشیدن ،خوشا رهایی خوشا اگر نه رها زیستن ، مردن به رهایی</description>
<pubDate>Fri, 01 Jan 2010 02:16:07 GMT</pubDate>
<dc:creator>naserkam</dc:creator>
<guid>http://naserkam.blogfa.com/post-123.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کدام یک را سوار می کنید؟</title>
<link>http://naserkam.blogfa.com/post-119.aspx</link>
<description>&lt;DIV class=postbody&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;يك شركت بزرگ قصد استخدام تنها يك نفر را داشت. بدين منظور آزموني برگزار كرد كه تنها يك پرسش داشت. پرسش اين بود :&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;شما در يك شب طوفاني سرد در حال رانندگي از خياباني هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس در حال عبور كردن هستيد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند. يك پيرزن كه در حال مرگ است. يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. يك خانم/آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد. شما مي‌توانيد تنها يكي از اين سه نفر را براي سوار نمودن بر گزينيد. كداميك را انتخاب خواهيد كرد؟ دليل خود را بطور كامل شرح دهيد :&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: center&quot; align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;پيش از اينكه ادامه حكايت را بخوانيد شما نيز كمي فكر كنيد&lt;SPAN lang=fa&gt; &lt;/SPAN&gt;..&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;.&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;BR&gt;.....&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;..&lt;BR&gt; &lt;/SPAN&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;قاعدتاً اين آزمون نمي‌تواند نوعي تست شخصيت باشد زيرا هر پاسخي دليل خاص خودش را دارد.&lt;BR&gt;پيرزن در حال مرگ است، شما بايد ابتدا او را نجات دهيد. هر چند او خيلي پير است و به هر حال خواهد مرد.&lt;BR&gt;شما بايد پزشك را سوار كنيد. زيرا قبلاً او جان شما را نجات داده و اين فرصتي است كه مي‌توانيد جبران كنيد. اما شايد هم بتوانيد بعداً جبران كنيد.&lt;BR&gt;شما بايد شخص مورد علاقه‌تان را سوار كنيد زيرا اگر اين فرصت را از دست دهيد ممكن است هرگز قادر نباشيد مثل او را پيدا كنيد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از دويست نفري كه در اين آزمون شركت كردند، تنها شخصي كه استخدام شد دليلي براي پاسخ خود نداد. او نوشته بود :&lt;BR&gt;سوئيچ ماشين را به پزشك مي‌دهم تا پيرزن را به بيمارستان برساند و خودم به همراه همسر روياهايم متحمل طوفان شده و منتظر اتوبوس مي‌مانيم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;پاسخي زيبا و سرشار از متانتي كه ارائه شد گوياي بهترين پاسخ است و مسلما همه مي‌پذيرند كه پاسخ فوق بهترين پاسخ است، اما هيچكس در ابتدا به اين پاسخ فكر نمي‌كند. چرا؟&lt;BR&gt;زيرا ما هرگز نمي‌خواهيم داشته‌ها و مزيت‌هاي خودمان را (ماشين) (قدرت) (موقعيت) از دست بدهيم. اگر قادر باشيم خودخواهي‌ها، محدوديت ها و مزيت‌هاي خود را از خود دور كرده يا ببخشيم گاهي اوقات مي‌توانيم چيزهاي بهتري بدست بياوريم. &lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;تحليل فوق را مي‌توانيم در يك چارچوب علمي‌تر نيز شرح دهيم:&lt;/FONT&gt; در انواع رويكردهاي تفكر، يكي از انواع تفكر خلاق، تفكر جانبي است كه در مقابل تفكر عمودي يا سنتي قرار مي‌گيرد. در تفكر سنتي، فرد عمدتاً از منطق، در چارچوب مفروضات و محدوديت‌هاي محيطي خود، استفاده مي‌كند و قادر نمي‌گردد از زواياي ديگر محيط و اوضاع اطراف خود را تحليل كند. تفكر جانبي سعي مي‌كند به افراد ياد دهد كه در تفكر و حل مسائل، سنت شكني كرده، مفروضات و محدوديت ها را كنار گذاشته، و از زواياي ديگري و با ابزاري به غير از منطق عددي و حسابي به مسائل نگاه كنند. &lt;BR&gt;در تحليل فوق اشاره شد اگر قادر باشيم مزيت‌هاي خود را ببخشيم مي‌توانيم چيزهاي بهتري بدست بياوريم. شايد خيلي از پاسخ‌دهندگان به اين پرسش، قلباً رضايت داشته باشند كه ماشين خود را ببخشند تا همسر روياهاي خود را به دست آورند. بنابراين چه چيزي باعث مي‌شود نتوانند آن پاسخ خاص را ارائه كنند. دليل آن اين است كه به صورت جانبي تفكر نمي‌كنند. يعني محدوديت ها و مفروضات معمول را كنار نمي‌گذارند. اكثريت شركت‌كنندگان خود را در اين چارچوب مي‌بينند كه بايد يك نفر را سوار كنند و از اين زاويه كه مي‌توانند خود راننده نبوده و بيرون ماشين باشند، درباره پاسخ فكر نكرده‌اند.&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 04 May 2009 13:10:59 GMT</pubDate>
<dc:creator>naserkam</dc:creator>
<guid>http://naserkam.blogfa.com/post-119.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>به كجا چنين شتابان؟... </title>
<link>http://naserkam.blogfa.com/post-118.aspx</link>
<description>به كجا چنين شتابان؟... &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;گَوَن از نسيم پرسيد&lt;BR&gt;دل من گرفته زين جا، &lt;BR&gt;هوس سفر نداري&lt;BR&gt;زغبار اين بيابان؟ &lt;BR&gt;همه آرزويم، امّا &lt;BR&gt;چه كنم كه بسته پايم...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به كجاچنين شتابان؟...&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;به هر آن كجا كه باشد، به جز اين سرا، سرايم&lt;BR&gt;سفرت بخير امّا تو ودوستي خدا را&lt;BR&gt;چو از اين كوير وحشت به سلامتي گذشتي،&lt;BR&gt;به شكوفه ها ،به باران،&lt;BR&gt;برسان سلام ما را... </description>
<pubDate>Thu, 30 Apr 2009 15:15:00 GMT</pubDate>
<dc:creator>naserkam</dc:creator>
<guid>http://naserkam.blogfa.com/post-118.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حتما بخونش: ايراني ها باهوش ترند!</title>
<link>http://naserkam.blogfa.com/post-116.aspx</link>
<description>&lt;P style=&quot;LINE-HEIGHT: 200%&quot; align=justify&gt;سه نفر آمريكايي و سه نفر ايراني با همديگر براي شركت در يك كنفرانس مي رفتند. در ايستگاه قطار سه آمريكايي هر كدام يك بليط خريدند، اما در كمال تعجب ديدند كه ايراني ها سه نفرشان يك بليط خريده اند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;يكي از آمريكايي ها گفت: چطور است كه شما سه نفري با يك بليط مسافرت مي كنيد؟ يكي از ايراني ها گفت: صبر كن تا نشانت بدهيم.همه سوار قطار شدند. آمريكايي ها روي صندلي هاي تعيين شده نشستند، اما ايراني ها سه نفري رفتند توي يك توالت و در را روي خودشان قفل كردند. بعد، مامور كنترل قطار آمد و بليط ها را كنترل كرد. بعد، در توالت را زد و گفت: بليط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لاي در يك بليط آمد بيرون، مامور قطار آن بليط را نگاه كرد و به راهش ادامه داد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آمريكايي ها كه اين را ديدند، به اين نتيجه رسيدند كه چقدر ابتكار هوشمندانه اي بوده است.بعد از كنفرانس آمريكايي ها تصميم گرفتند در بازگشت همان كار ايراني ها را انجام دهند تا از اين طريق مقداري پول هم براي خودشان پس انداز كنند. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;وقتي به ايستگاه رسيدند، سه نفر آمريكايي يك بليط خريدند، اما در كمال تعجب ديدند كه آن سه ايراني هيچ بليطي نخريدند. يكي از آمريكايي ها پرسيد: چطور مي خواهيد بدون بليط سفر كنيد؟ يكي از ايراني ها گفت: صبر كن تا نشانت بدهم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سه آمريكايي و سه ايراني سوار قطار شدند، سه آمريكايي رفتند توي يك توالت و سه ايراني هم رفتند توي توالت بغلي آمريكايي ها و قطار حركت كرد. چند لحظه بعد از حركت قطار يكي از ايراني ها از توالت بيرون آمد و رفت جلوي توالت آمريكايي ها و گفت: بليط، لطفا!!!!!!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 24 Apr 2009 00:02:11 GMT</pubDate>
<dc:creator>naserkam</dc:creator>
<guid>http://naserkam.blogfa.com/post-116.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>

